onsdag 28 december 2011

مصاحبه ای با شاهزاده رضا پهلوی در سال ۲۰۰۷ . پاسخی به آنان که مدعی هستند که شاهزاده بعد از انتخابات ننگین ۲۰۰۹ در ایران فعالیت خود را آغاز کرده . ننگ بر شما که فقط انگ میزنید!






tisdag 27 december 2011

روز تاریخی بیست و هفتم دسامبر




دربیست و هفتم دسامبر سال ۱۹۳۴ میلادی رضا شاه، اولین پادشاه سلسلۀ پهلوی، رسماً از جامعۀ جهانی خواست که از آن پس کشورش را با نام "ایران" خطاب کنند. در بیست و هفتم دسامبر ۱۹۴۵ بانک جهانی تأسیس شد و در بیست و هفتم دسامبر سال ۲۰۰۷ بی‌نظیر بوتو در جریان یک همایش انتخاباتی در پاکستان به قتل رسید. در بیست و هفتم دسامبر سال ۱۸۲۲ پژوهشگر و زیست شناس فرانسوی لویی پاستور به دنیا آمد و بالاخره در بیست و هفتم دسامبر سال ۱۹۰۱ مارلین دیتریش هنرپیشه آمریکایی آلمانی تبار متولد شد.

onsdag 21 december 2011

وحشت خامنه ای و عکس العملها از شکوائیه به جوامع بین المللی

از حدود یک هفته پیش که آقای رضا پهلوی شکواییه ای جهت محاکمه خامنه ای به مراجع بین المللی ارسال داشته ، جمهوری اسلامی با تنی لرزان اقدام به دست و پا زدن در منجل آبی که خود بوجود آورده است کرده .
هم اکنون هم با طرح مسخره ای تحت عنوان "رژیم پهلوی به خانواده زندانیان سیاسی و شكنجه شدگان غرامت بپردازد"  میخواهند به قول خودشان حقانیت خود را بیشتر به اثبات برسانند ، زهی خیال باطل ! 
حال سؤال این است که غرامت خونهای ریخته شده در این ۳۳ سال حکومت خونخوار ج . ا را از چه کسی باید در خواست کرد ؟

از اینجا میتوان فهمید که ج . ا از این شکواییه بر علیه خامنه ای تا چه حد وحشت کرده است .
دیکتاتور به پایانت سلام کن !

tisdag 20 december 2011

ایران به مرگ معتاد است و سیاسیون به روزمَرگی!...


article picture
 

در حالی که رضا پهلوی تا این لحظه در سخنان و کردارش، کوشیده تنها فرا جناحی و فرا مذهبی و ملی عمل نماید، به نظر می رسد احزاب و دستجات سیاسی نمی خواهند گام را از انگیزه ها و حُبّ و بُغض های درون-جناحی و حزبی خود فراتر بگذارند و به آرمان ملی بیاندیشند...


 راهگشا بودن کیفرخواست از سران رژیم و برقراری شورای ملی، چیزی است که تنها و تنها با انگیزه های ملی و بازتعریف همگرایی و همبستگی بین گروه های گوناگون حاصل می شود.


 


* * *


 گزارش اخیر سازمان عفو بین الملل در زمینه ی وضع حقوق بشر و اجرای اعدام می گوید که ایران کنونی، در بدترین موقعیت نقض حقوق بشر به سر می برد و این روند به ویژه در زمینه ی اعدام های مجرمین مواد مخدر بسیار تکان دهنده است؛ تنها در یک سال گذشته ی میلادی، آمار بدست آمده (سوای اعدام های مخفیانه در زندان هایی چون: وکیل آباد مشهد) حکایت از اجرای بیش از پانصد حکم اعدام دارد که این رقم اعدام، جمهوری اسلامی را به تنهایی در صدر جدول شمار اعدام ها در کل جهان قرار می دهد.


 عفو بین الملل از این سونامی اعدام با تیتر: "ایران به مرگ معتاد" است یاد می کند.


 پُر واضح است که افسارگسیختگی رژیم در اعدام های بی پروا و مجازات های وحشیانه ی بی پرده، نه تازگی دارد و نه به پایان خود رسیده؛ بلکه باید گفت: همزاد این رژیم است که با این رژیم هم به گور می رود!


 اما صد دریغ و افسوس که در کنار این همه جنایت، سی سال است که سیاسیون و احزاب ما هیچ کار مثبتی انجام ندادند؛ بسیاری از آنان که در پروندیشان، اشتباهات فراوانی دیده می شود، اشتباهاتی که به قیمت انقلابی ایران-ویران-گر و نسل-سوز منجر شد. این احزاب در تمامی عمر مفید خود نیز کاری جز دفاع از این اشتباهات نکرده اند و همه ی وقت و انرژی خود را صرف "بر سر هم زدن های بچگانه"، "جر و بحث های تهوع آور خاله زنکانه" و "درگیری های دل به هم زنانه ی عمو مردکانه" گذرانده، و شوربختانه اینک نیز می گذرانند.


 گزارش اخیر عفو بین الملل که برای چندین بار ایران را بر لبه ی پرتگاه مرگ نشان می دهد و به طور خیلی ساده از رژیم اسلامی تصویر دژخیم و جلادی را ترسیم می کند که با تبری خون آلوده در کنار گیوتینی خونین نشسته و هر دم، جان انسانی را می ستاند؛ این تصویر هولناک، از ایران امروز ماست، که می تواند و باید بتواند سیلی بیدار کننده برای همه ی "مخالفان و سیاسیون" باشد.


 اما به نظر می آید همانگونه که ایران، امروز گرفتار مرگ و در شرف نابودی است، جنابِ سیاسیون و سرکردگان و پایوران احزاب از چپ تا راست و از ملی تا ملی-مذهبی... نیز گرفتار روزمرگی و در شرف خوابی مرگ آور هستند.


 در کنار این گزارش تکان دهنده ی عفو بین الملل باید به "لایحه ی موسوم به مجازات اسلامی" نیز اشاره شود که در صورت تصویب آن، مجازات های وحشیانه تری از سوی رژیم اجرا می شود و مثلا" برای جرایمی نظیر "توهین به رهبر" حتا اعدام در نظر گرفته می شود.


 در حالی که این تیتر ترسناک عفو بین الملل به همه ی ایرانی ها می فهماند که سکوت در برابر وضع موجود، نادیده انگاشتن و بی تفاوتی به مرگ ایران و ایرانی است، این خیانت احزاب یعنی سکوت و بی تفاوتی که به دلیل هموندی ناخواسته یشان با رژیم باید از آن بجای خیانت از جنایت یاد کنیم، هنوز هم سَر ِدراز دارد.


 این احزاب که بَعضَا" بانیان و عاملان "انقلاب شکوهمند" هستند و خودخواهانه و روشنفکرنمایانه، تبر به ریشه ی "نسل ها" زدند، هنوز اوج هنرشان این است که بگویند و نشان دهند و ثابت کنند که: "خاندان پهلوی جنایتکار بودند!..." و از کوچکترین فرصتی برای نمایاندن این فهم والا و عالی خود از تاریخ و سیاست بهره می برند !!!


 روشن است که بر اساس اصل اساسی و جهان شمول آزادی بیان، این افراد هم می توانند آزادانه نظرات خود را بیان دارند، اما پرسشم برای صداُمین بار این است که: "آخر فایده ی این جدل ها و جنگ ها چیست و ره به کجا می برد جز آتش بیار معرکه ی جمهوری اسلامی شدن؟!..."


 آنقدر دیگر این گفته را بازگفته ام که خودم نیز خسته شده ام و تنها دلم برای ایران می سوزد، ایرانی که هماره آبستن این تیره روزی ها بوده و ایرانیان با دستان خود تیشه به ریشه ی آن زدند: "نخست: تاریخ ِگذشته یا گذشته ی تاریخ را هیچ پژوهنده یا خواننده نمی توانند به تمامه عرصه ی تاخت و تاز ِداوری خویش کند؛ زیرا یگانه داور ِدادگر، خود تاریخ است و بس و اوست که سنجه ی میزان خادم یا خائن بودن افراد و دوره های تاریخی را به تمامه می نمایاند... دوم: شناخت، اندریافت، پژوهش و خوانش تاریخ، بی آگاهی از دوره ها و اشخاص یپش و پس از آن، ناممکن است؛ این اصل فراگیرترین اصل دانش است: مطالعه ی تطبیقی و مقایسه ای..."


 از این نیز در می گذرم!...


 اما اخیرا" شاهزاده رضا پهلوی، کنشگر شناخته شده ی سیاسی، که کمتر کسی است نام وی را نشنیده باشد، موقعیت حساس کنونی و بزنگاه سرنوشت ساز اکنون را به درستی و نیکی و زیرکی دریافته است.


 رضا پهلوی، با معرفی طرح شکایت از رهبر جمهوری اسلامی –علی خامنه ای- به دادگاه بین المللی جناحی به عنوان جنایتکار علیه بشریت، با یک تیر دو نشان زده است:


 1) در شرایطی که بیشترین نگاه ها و تمرکزهای خارجی بر سر مساله ی اتمی رژیم و منزوی ساختن سیاسی و نزاع های بین المللی حکومت اسلامی است و زمزمه ی های بروز یک جنگ ناخواسته بیشتر از هر زمان دیگری شنیده می شود، رضا پهلوی باری دیگر با پیش کشیدن بحث مهم حقوق بشر و نقض آن به وسیله ی جمهوری اسلامی، بر این اساسی ترین و سرنوشت سازترین مساله ی کنونی مردم ایران تاکید کرده و در حالی که این زمینه (حقوق بشر) از کانون توجه جهانی به حاشیه رانده شده، بار دیگر آن را در دایره ی توجه همگانی می کشاند.


 


2) رضا پهلوی با این طرح جالب و مبتکرانه، سیاست "جنگ طلبی غرب" را تضعیف و ناکارآمد و سیاست "فشار بر رژیم و پشتیبانی از اپوزیسیون مردمی" را تقویت و کارآمد می سازد و در واقع این پیام آشکار را به دنیای غرب و دست اندرکارانش می رساند که: "نه جنگ، نه جمهوری اسلامی" و برای خلاصی از هر دوی این موارد که صلح و آرامش و آزادی منطقه را مختل می کند، بایستی از نقشه ی مماشات و سازش با رژیم دست برداشته، منتها بجای پیش کشیدن بحث جنگ علیه رژیم، از رستاخیز مردم ایران و گروه های آزادی خواه ایرای پشتیبانی شود.


 به هر روی اقدام رضا پهلوی، که با استقبال و پشتیبانی بسیارانی (از جمله کمپین سفارت سبز و وکیل مستقل محمد مصطفایی) روبرو شد و بدان واکنش مثبت و مطلوب نشان دادند، می تواند گام بسیار موثر و کوبنده ای در جهت زیر فشار نهادن هر چه بیشتر رژیم باشد؛ آن هم در هنگامه ای که گزارش اخیر عفو بین الملل پرده از وقوع یک نسل کشی آغاز شده ی تدریجی بر سر ایرانیان برداشته است.


 اهمیت شکایت از علی خامنه ای تا بدان حد بوده که حتا روزنامه ها و سایت های حکومتی نیز بدان واکنش نشان دادند و به گونه ای با تمسخر آمیخته به ترس مفرط آن را تیتر نخست خود ساختند (از جمله: روزنامه ی حکومتی رسالت در صفحه ی نخست خود) این در حالی است که حکومت اسلامی پیشتر نیز تلویحا از رضا پهلوی با عنوان مهم ترین و اصلی ترین "دشمن تمامیت نظام" یاد کرده بود و برای نمایاندن این ترس خود شایعه ی خنده آور همکاری وی با "سران فتنه" (عنوانی که حکومت به موسوی و کروبی داده است!) را منتشر نموده بود.


 اما شوربختانه، باز نیز شاهد آن هستیم که معرکه گیران سیاست و احزاب و دسته های آنان، در این زمینه سکوت سنگین و سختی کرده اند. این سکوت وقتی ناباورانه تر و ناجوانمردانه تر می شود که شاهزاده رضا پهلوی در حاشیه ی نشست پیرامون طرح شکایت از خامنه ای در پاریس، در مصاحبه با رسانه ها، سخن از تشکیل یک "شورای ملی" را خاطرنشان می سازد. اما باز شاهدیم که سیاسیون و "رجال سیاسی" به این مساله ی بسیار مهم نیز واکنشی نشان نمی دهند و باز سکوت می کنند.


 


* * *


 در حالی که رضا پهلوی، سخنان و اقداماتش تا این لحظه فرا مذهبی و فرا جناحی و ملی بوده اند، به نظر می آید، احزاب اپوزیسیون نمی خواهند سنت شکنی کنند و گام را از انگیزه ها و حب و بغض های شخصی و جناحی و دسته ای خود فراتر نهند.


 بدون پرده و رُک و راست می خواهم بگویم: اینجور بی تفاوتی گروه هایی که هر یکی در پرونده ی فعالیت پیشین خود نقش و نشانی از خیانت به ایران را در بردارند، خیانتی مضاعف و جنایتی هم سو با حکومتی است که از هر نوع خمودگی و خموشی و خفتگی اپوزیسیون به سود خود بهره برده و بیشترین بازار گرمیش از "تو سر هم زدن های مصدقی و شاهی و چپی و راستی و..." بوده و هست. (امیدوارم با این بی پرده گویی به اتهام های نخ نمایی چون سلطنت طلبی و... متهمم نکنند!...)


 راهگشا بودن کیفرخواست از سران رژیم و برقراری شورای ملی، چیزی است که تنها و تنها با انگیزه های ملی و فرا حزبی و بازتعریف همگرایی و همبستگی بین گروه های گوناگون حاصل می شود.


 و به گمانم، نخستن و اساسی ترین گام در این راستا "خود کاوی درونی هر یک از این احزاب" از عملکرد پیشین خود و گام برداشتن برای امروز بحرانی و بزنگاه سرنوشت ساز کنونی ایران است.


 




29 آذر 2570 ایرانی

....
منبع:پارس دیلی نیوز

fredag 16 december 2011

روز مادر را به تمامی مادران سخت کوش و فداکار ایرانی شادباش می گویم


مادران ایرانی در سی و دو سال گذشته نشان داده اند که ستون استوار خانه  و خانواده بوده اند و علیرغم آنچه که رژیم برآنان روا داشته است با پایمردی شگفتی آوری سایۀ مهرخود را برخانواده پایدار نگهداشته اند.

روز مادر را به تمامی مادران سخت کوش و فداکار ایرانی شادباش می گویم.

رضا پهلوی

fredag 9 december 2011

این است دمکراسی در بالاترین ؟!

حدود یک ساعت پیش آقای  رضا پهلوی لینکی با عنوان
در بالاترین گذاشتند که با حدود ۶۳ رای به لینکهای داغ اضافه شود ولی در حال حاضر پشت فیلتر رفته است . آیا این است دمکراسی در بالاترین . به راستی که مسولین بالاترین با این حرکت بیشتر از پیش زیر سوال قرار دارند . 
من به شخصه  منتظر پاسخی از جانب مسولین این سایت هستم .

torsdag 8 december 2011

نشر اکاذیب در رسانه های وابسته به رژیم.

رژیم بار دیگر برای کم رنگ کردن محبوبیت شاهزاده رضا پهلوی در بین جوانان دست به انتشار  اکاذیب نموده و دگر بر چهره کریه منفور خود را به وسیله شیپور چیان مزدور خود نشان داد .

به خاطر حمایت شاهزاده از  از حقوق انسانی همه هممیهنان در بند هم از جمله آقایان  میر حسین موسوی و مهدی کروبی اکنون عوامل جمهوری اسلامی در تلاشند که ارتباطات ایشان را با سران جنبش سبز عنوان کنند و نقشه کم رنگ کردن زیر پا گذاشتن خود را در مورد نقص حقوق بشر و حاشیه روی دارند .

این حکومت دروغ گو و کاذب اشغال گر دیگر به پایان نزدیک است و اکنون در مردابی از یاوه گویی دست و پا میزند .

پاینده ایران آزاد
زنده و جاوید باد ایرانی آزاد اندیش با منش ایران کهن

http://www.rezapahlavi.org/details_article.php?persian&article=552'

تفکر دایی جان ناپلئونی نماد یک فرهنگ سیاسی نا سالم /کوروش از تهران


توطئه انگاری،سوء ظن شدید به خارجی و دست پنهان خارجی ها را در پشت هر موضوعی دیدن تبدیل به یکی از عادات ذهنی ایرانیان چه نخبگان سیاسی و چه مردم عادی شده است،یکی از جدی ترین موانع توسعه سیاسی در ایران همین ذهنیت بسیار بدبینانه ایرانیان نسبت به خارجیان است،هرچند نقش منفی کشورهای خارجی نیز در شکل گرفتن این ذهنیت نقش داشته است اما ذهنیتِ بد بینی «همیشگی» به خارجی کم کم تبدیل به یک نا هنجاری در فرهنگ سیاسی ایران شده است.


فرهنگ سیاسی ایران مبتذل است،در این فرهنگ سیاسی همیشه قطب بندی وجود دارد و نگاه معتدل،همه جانبه و بینابینی کمتر دیده می شود،این فرهنگ سیاسی نا سالم همیشه ریشه مشکلات خود را در «خارج» جستجو می کند،از طرح پرسش های بنیادین راجع به ریشه های «درونی» استبداد و خودکامگی و عقب ماندگی طفره می رود، برای هر اتفاقی «پشت پرده» می سازد و به جای تکیه بر «اسناد و مدارک» همواره به «حدس و گمان» برای تحلیل مسائل بغرنج و پیچیده سیاسی و بین المللی پناه می برد.


در این فرهنگ سیاسی همیشه این خارجی ها هستند که مانع پیشرفت ما می شوند،همیشه نقش خارجی ها «منفی و تخریب کننده» است،متاسفانه تحت تاثیر ادبیات سیاسی حزب توده،اسلامگرایان و بخش هایی از ملی گرایان افراطی فرهنگ سیاسی ایران دائم در معرض آفت های فکری و دوری از واقع بینی قرار کرفته است.


شاید برشمردن نقش مثبت انگلیسی ها در تاریخ ایران در این فرهنگ سیاسی آلوده حکم بازی با آتش باشد اما معتقدم نخبگان سیاسی نباید پشت سر نظریات جا افتاده و احیانا غلط حرکت کنند،هنگام مطالعه تاریخ باید همه نکات را در کنار هم دید و تاریخ را به میل ایدئولوژی مورد نظر هرکس تعبیر و تفسیر نکرد،باید برای شناختن نقش مثبت و منفی یک کشور همه رویدادها را بررسی کرد،انچه در ایران تا به حال رخ داده تنها بازگویی ملال آور و تکراری نقش منفی خارجیان بوده است ، در زیر من به چند رویداد تاریخی که در آن انگلیسی ها نقش مثبت هم ایفا کرده اند می پردازم،یک کشور هنگامی می تواند منافع خود را تامین کند که بتواند از نزاع های تاریخی خود با سایر کشورها عبور کرده و با برشمردن مشترکات خود با دیگران زمینه همزیستی و روابط عادی را فراهم کند.


نمونه اول) فیلیپ سوم1 در زمان شاه عباس سفیری جدید به ایران فرستاد و وعده مساعدت به ایران در حمله به عثمانی را داد و در ازای آن از شاه عباس خواستار بازگرداندن بحرین و جرون (بندرعباس کنونی) شد،چون شاه عباس در این تاریخ با نمایندگان شرکت تجارتی انگلیسی در هند مشغول مذاکراتی برای اعطای امتیازات بازرگانی بود و از کمک دریایی آن شرکت اطمینان حاصل کرده بود سفیر فیلیپ سوم را دست خالی برگرداند ... کشتی های شرکت هند شرقی انگلیس در 1030ه.ق در بندر جاسک پرتغالی ها را شکست سختی دادند.


پس از فتح قشم قوای متحد ایرانی و انگلیسی در ربیع الثانی 1031 به محاصره قلعه هرمز پرداختند و بالاخره آنجا را فتح کردند،با فتح قلعه هرمز مستحکمترین پناهگاههای پرتغالی ها در خلیج فارس پس از یک قرن از دست ایشان بیرون رفت و سلسله امیران قدیم هرمز که گاهی به استقلال و گاهی زیر حکم پادشاهان پرتغال و اسپانیا حکومت می کردند به سال 1031ه.ق برافتاد2.

نمونه دوم) مثال تاریخی دیگر آن که در جنگ اصلاندوز با روسیه دو برادر انگلیسی به نامهای لیندسی و کریستی رشادتهای بسیار کردند،لیندسی به وسیله توپخانه مهاجمین روس را در زیر آتش گرفت و روسها را به عقب راند و کریستی زخم برداشته به قتل رسید،فتحعلی شاه پس از آن تقاضای صلح نمود و ابوالحسن خان ایلچی را روانه سن پطرزبورگ کرد3.


نمونه سوم) با آغاز سلطنت مظفرالدین شاه،اتابک امتیاز راه سازی بین اصفهان و اهواز را از شاه گرفت،امتیاز جاده «لینچ» در تاریخ بیستم ذی القعده 1314 در هشت فصل و برای مدت شصت سال به اسفندیار خان،محمدحسن خان سپهسالار و علی قلی خان (سردار اسعد) واگذار گردید، علی قلی خان معتقد بود این امتیاز برای بختیاری ها دارای نفع و سود می باشد ... خبر سقوط اصفهان و قتل آقا بالاخان سبب گردید تا علی قلی خان عزم خود را جزم و از پاریس به ایران بیاید ... وی تصمیم گرفت با انگلیس مذاکره کند و چون از همراهی دولت انگلیس و رضایت ایشان و این اقدام بر ضد محمدعلی شاه اطمینان یافت راهی ایران شد4.


نمونه چهارم) یکی از معروف‌ترین وقایع تاریخی مربوط به سفارت بریتانیا «بست‌نشینی» در سفارت در ماههای ژوئیه و اوت ۱۹۰۶ میلادی (تابستان ۱۲۸۵ خورشیدی) و در طی مبارزات منتهی به انقلاب مشروطه بود، در این زمان بین ۱۲ تا ۱۶هزار نفر از ساکنین تهران و علمای شیعه در محل سفارت بریتانیا «بست‌نشسته» و بدین ترتیب زندگی شهر را مختل نموده و مظفرالدین شاه را به صدور فرمان مشروطه و ایجاد مجلس ملی در روز ۵ اوت ۱۹۰۶ (۱۴ مرداد ۱۲۸۵) وادار ساختند5.



نقش مثبتی که سفارت بریتانیا در تهران در حمایت از آزادی‌خواهان مشروطه‌طلب ایفا کرد و بست‌نشینی مشروطه ‌خواهان در سفارت، نام نیکی از پادشاهی متحده را در میان مردم تا پیش از قرارداد ۱۹۰۷ باقی گذاشت و مراوده و مکاتبه روحانیون ایرانی و رهبران مشروطه را با سفیر و سفارت، عادی و معمولی ساخت.


نمونه پنجم) نمونه بسیار نزدیک مواضع اخیر سفیر قبلی بریتانیا در تهران است،سالهاست ما ایرانیان غربی ها به ویژه انگلستان را متهم می کنیم که به نقض حقوق بشر در ایران توجه نمی کند اما هنگامی که سفیر قبلی این کشور یعنی سایمون گس6علنا به نقض حقوق بشر اعتراض می کند و دستگیری نسرین ستوده را محکوم می کند و خواهان سنگسار نشدن سکینه آشتیانی می شود باز هم کمتر ایرانی حاضر است از سفیر بریتانیا سپاسگزاری کند یا زمانی که وزارت خارجه بریتانیا گزارش سالانه خود درباره نقض حقوق بشر در ایران را منتشر می کند ایرانیان به دلیل تفکر بسیار ریشه دار دایی جان ناپلئونی این گزارش ها را بی اهمیت تلقی کرده و مردم را به «پشت پرده» حواله می دهند و باورمندان به این گزارش ها و اختلاف ها را افرادی«ساده لوح» می دانند که باز از«پشت پرده» بی خبرند.



نمونه ششم) مواضع دقیق و درست دومینیک جان چیلکات آخرین سفیر بریتانیا در تهران که پس از حمله عناصر بسیجی و حکومتی به سفارتخانه آن کشور در سخنانی سنجیده گفت: « ایران جایی نیست که حمله‌ای به صورت خود جوش شروع شود و یا حمله به سفارت کشوری خارجی ادامه پیدا کند، این‌گونه حرکت‌ها تنها با آگاهی و پشتبانی حکومت انجام شدنی است»7 یا در موضع دقیق دیگری چیلکات اشاره می کند:«برگزار کننده اصلی تظاهرات بسیج دانشجویی بود، بسیج گروهی گسترده و شبه نظامی است که فرماندهی آن را سپاه پاسداران برعهده دارد و آن نیز از رهبر ایران دستور می‌گیرد زنجیره‌های فرماندهی بسیج دانشجویی حتی تا بالاترین مقام حکومتی ایران می‌رسد»8 ،این موضع سفیر بریتانیا به معنای دیکتاتور بودن جمهوری اسلامی و نقش کلیدی رهبر جمهوری اسلامی در سرکوبها و تنش هاست، نکته ای که ایرانیان سالهاست منتظر شنیدن آن از سوی یک مسئول بریتانیایی بودند،اما باز هم در گوشه و کنار کماکان تحت تاثیر همان فرهنگ سیاسی «پشت پرده ای» این مواضع با بی اعتنایی نخبگان سیاسی مواجه می شود.



قطعا انگلستان کارنامه منفی هم در ایران از خود برجای گذاشته از قرارداد 1907 تا قرارداد 1919 ،اختلافات دوران مصدق با انگلستان بر سر مساله نفت و یا نقش مخرب بی بی سی لندن در حوادث انقلاب اسلامی و یا سنت سیاسی ای که در آن روحانیون مهره های انگلستان شناخته شده اند اما باید برای رسیدن ایران به فصل جدیدی از مناسبات در روابط بین الملل دریچه های تازه ای را گشود.



در تاریخ روابط دولت ها و کشورها همیشه تنش ،جنگ،استعمار و یا اختلاف نظر وجود داشته و دارد اما در اکثر کشورها دولتمردانی که به مصالح بلندمدت کشورشان فکر می کنند برای ایجاد روابط عادی و مسالمت آمیز تلاش می کنند،نمونه رابطه فعلی ویتنام با آمریکا،هندوستان با انگلستان،کشورهای آمریکای جنوبی با اسپانیا که در روزگاری مستعمره آن بودند یا کشورهای آفریقایی با فرانسه نمونه هایی از این دست هستند.



این باور که انگلیسی ها آنقدر در ایران با نفوذ هستند تا جایی که هیچ امری بدون اراده آنان تحقق پیدا نمی کند و تمام اختلافاتشان با جمهوری اسلامی جنگ زرگری است همچون روح سرگردانی تا به امروز با بسیاری از ایرانیان همراه بوده و در عمیق ترین لایه های ذهنی ما رسوب کرده که خود نشانگر یک فرهنگ سیاسی ناسالم و توسعه نیافته است که «از خود» انتقاد نمی کند و از طرح پرسشهای تاریخی و بنیادین هراس دارد و بطور سیستماتیک دنبال «یک مقصر خارجی» می گردد و به جای تحلیل حوادث روز در توهمات و حدس و گمان های خود سرگردان است.



ایران در دوران جمهوری اسلامی بدترین،بحرانی ترین و تنش آلود ترین دوران دیپلماسی خود را تجربه می کند،انزوا گرایی و دشمن تراشی جمهوری اسلامی جز خسارت برای منافع کشور و فرار سرمایه ها و اختلال در روابط فرهنگی بین ایران و کشورهای غربی هیچ نتیجه ای نداشته است،قطعا پس از جمهوری اسلامی باید ایران با همه کشورهای دنیا دارای روابط «عادی» ،توام با «احترام متقابل» و مبتنی بر «منافع ملی» باشد،تحلیل های توطئه انگارانه کمکی به حل مشکلات متعدد ایران نمی کند.


آموزه ای از گاندی


در جنگ جهانی دوم،انگلستان درگیر جنگ سرنوشت ساز با آلمان بود، چون نمی توانست در هند نیز درگیر مبارزات استقلال طلبانه باشد پذیرفت که استقلال هند را به آن بازگرداند،گاندی و یارانش برای امضای قرارداد به لندن رفتند اما گاندی از خواست استقلال سر باز زد،یارانش شگفت زده و خشمگین به او گفتند فرصت طلایی را از دست می دهد ولی گاندی که «افق های وسیعتری» را می دید گفت: «خطر اصلی امروز نازیسم و فاشیسم است و الان زمانی نیست که ما انگلستان را ضعیف کنیم،استقلال هند به تعویق بیفتد بهتر از آن است که نازی ها پیروز شوند»،برای همین تا پایان جنگ از خواسته بزرگ خود دست کشید چنین شد که پس از پایان جنگ که عهدنامه استقلال هند را انگلستان امضاء کرد مردم انگلیس با احترام از این دشمن سرسخت خود استقبال کردند و به جای کینه عمیق میان دو ملت «رابطه ای محترمانه» برپایه استقلال مردم هند شکل گرفت.


این چنین است که در می یابیم پناه بردن دائم به تئوری توطئه علاوه بر این که می تواند در رابطه کشور ایران با سایر کشورها اختلال ایجاد کند آسیب دیگری را نیز ایجاد می کند که باعث فلج ذهنی و فکری توده های مردم می شود و مردم به گمان این که «همه» مسائل در «پشت پرده» انجام می شود قدرت حرکت و منشاء اثر بودن خود را فراموش می کنند.


امروز نه ژاپن در رابطه اش با آمریکا در هیروشیما در جا می زند،نه هندی های به شکل دائم دوران استعمار را به رخ انگلیسی ها می کشند و نه روس ها با آلمان از نزاع در جنگ جهانی دوم می گویند، در دنیای در هم تنیده امروز کشورها در زمینه های اقتصادی،تولید کالا ،جنبه های فرهنگی و سیاسی و نظامی با یکدیگر همکاری می کنند،دنیای روابط بین الملل عرصه «داد و ستد»،«امتیاز گیری و امتیاز دهی»،«معامله نقد به نقد»،«رابطه برد - برد» و نیز «تامین منافع ملی» کشورهاست.


باید با خروج از دوران «شعار زدگی» و بی اعتمادی مطلق به خارجی در ایران پس از جمهوری اسلامی به فصل منازعه،سوء تفاهم و انزوا پایان دهیم،ایران تشنه سرمایه گذاری های خارجی، روابط فرهنگی و مناسبات سیاسی سالم است،کسانی همواره بر طبل بی اعتمادی و خصومت با خارجیان می کوبند عملا به نفع دیکتاتوری جمهوری اسلامی کار می کنند.



زیرنویس


1- فیلیپ سوم (۱۴ آوریل ۱۵۷۸- ۳۱ مارس ۱۶۲۱) پادشاه اسپانیا و پرتغال بود و تا زمان مرگش در آن سرزمینها فرمان راند. پس از مرگ فیلیپ دوم اسپانیا، وی به حکومت اسپانیا رسید.

2 و 3- پیرنیا،اشتیانی،بابایی.تاریخ ایران

4- هدایت،مهدی قلی خان، طلوع مشروطیت

5- تاریخچه سفارت بریتانیا در تهران (سایت رسمی سفارت بریتانیا در تهران)

6- سایمون گس سفیر بریتانیا در تهران بین سالهای 2009 تا 2011

7 و 8 - جهان نیوز


کوروش /تهران

tisdag 6 december 2011

اميد رهايي نيست وقتي همه ديواريم

از زمزمه دلتنگيم، از همهمه بيزاريم
نه طاقت خاموشي، نه ميل سخن داريم
آوار پريشاني‌ست، رو سوي چه بگريزيم؟
هنگامۀ حيراني‌ست، خود را به که بسپاريم؟
تشويش هزار «آيا»، وسواس هزار «اما»،
...کوريم و نمي‌بينيم، ورنه همه بيماريم
دوران شکوه باغ از خاطرمان رفته‌ست
امروز که صف در صف خشکيده و بي‌باريم
دردا که هدر داديم آن ذات گرامي را
تيغيم و نمي‌بريم، ابريم و نمي‌باريم
ما خويش ندانستيم بيداريمان از خواب
گفتند که بيداريد؟ گفتيم که بيداريم.
من راه تو را بسته، تو راه مرا بسته
اميد رهايي نيست وقتي همه ديواريم

به ایران فکر کنیم ، فقط به ایران و بقای ایران آباد و آزاد

                        از دوروز پیش که بیانیه ای از طرف شاهزاده رضا پهلوی در بالاترین دیده شد سیل لینکهای موافق و یک سری
 لینکهای اتهام و انگ و بازخواست هم بدنبال داشت ، در خود به فکر فرو رفتم که آیا به راستی ما مردم به دنبال آزادی و دمکراسی 
که مدعی آن هستیم میباشیم ؟ آیا اولین قدم در راه آزادی و دمکراسی این نیست که به عقاید و افکار دیگر افراد جامعه تا زمانی که ضربه به آزادی و حریم خصوصی دیگر افراد جامعه نزده احترام بگذاریم ؟
آیا یکی از قدمهای رسیدن به یک جامعه آزاد و دمکراتیک این نیست که هر فردی را روی عملکرد ها و افکار خودش قضاوت کنیم ؟ 
و و و و و و و و ................. بسیاری از آیا های دیگر ...........
راه ما به کجاست ؟ ما چه میخواهیم ؟ آیا با این اختلافات و جنگهای روانی به غیر از خدمت به بقای جمهوری اسلامی کاری دیگر انجام میدهیم ؟
آیا جوانانی که با شجاعت به خیابانها ریختند و خون دادند از فرد بغل دست خود در خیابان پرسیدند که "تو پیرو چه اندیشه ای هستی "؟
این جنگهای روانی حاصل خوش خدمتیهای یک مشت جیره خور و مزدور جمهوری اسلامی است که زیر نام مشروطه خواه ، اصلاح طلب ، سلطنت طلب ................. با فحاشی موجب تنش بین نیروهای اپوزیسیون شده اند و عده فرصت طلب هم مانند پس مانده های حزب توده خائن و افراد وابسته به حکومت  در این میان به ماهی گیری مشغولند .
 
امروز بر ماست که با چشمان باز و هوشیاری این توطعه ها را خنثی کنیم و یکدل و همصدا به سوی سرنگونی رژیم فاسد و خونخوار جمهوری اسلامی در کنار یکدیگر دست بکار شویم .
اتحاد در عمل ، اختلاف در عقیده را آرمان خود قرار دهیم و به یکدیگر ثابت کنیم که به دنبال آزادی میهن و هممیهن هستیم !
 
به ایران فکر کنیم ، فقط به ایران و بقای ایران آباد و آزاد !
 
پاینده ایران و ایرانی آزاد اندیش

söndag 4 december 2011

شانزده آذر روز دانشجو فرصت مناسبی برای نشان دادن اتحاد عظیم ملت !




شانزده آذر میتواند نقطه عطفی برای  سر گیری و نشان دادن اعتراضات و خواسته های ما مردم ایران باشد. هیچ کدام ما از یاد
 نبردیم  که با اتحاد و همبستگی چگونه قدرت خود را در عاشورای ۸۸ سال به رژیم سرکوب گر جمهوری اسلامی نشان دادیم .
شانزده آذر امسال روز دانشجو میتوانیم دوباره قدرت اتحاد ملی مردمی را به حاکمان غاصب و سرکوبگر نشان دهیم.
برای یاد آوری قدرت اتحاد فیلمی کوتاه را از عاشورای ۸۸ در اینجا برایتان میگزارم .




پیام دانشجویان و فرخوان روز دانشجو





بار دیگر در آستانه ی شانزده آذر قرار گرفته ایم . بار دیگر اوباشان و بسیجیهای ذوب شده درولایت فقیه با حمله به سفارت انگلستان در تهران سعی کردند که نام دانشجوی ایرانی را به نفع خشونت و چهره ی کریه حاکمیت مصادره کنند . اما شانزده آذر دوباره از راه میرسد و دانشجوی ایرانی چهره ی حقیقی خویش را به جهانیان نشان خواهد داد.ما دانشجویان ایرانی در سراسر این گیتی فریاد خواهیم زد که دانشجویان ایرانی امثال بهروز جاوید تهرانی و مجید توکلی و بهاره هدایت و صدها دانشجوی باشرف در تهران و شهرستان های مختلف هستند که در گوشه ی زندانهای حاکمیت محبوس گردیده اند. دانشجوی ایرانی چونان کیانوش آسا به خون سرخ خویش خواهد غلتید ولی تن به ذلت نخواهد داد.دانشجوی ایرانی را به خاطر میل به آزادی و دموکراسی از تحصیل محروم شده است و ستاره دارش کرده اند ولی با ستاره و یا بی ستاره فریادش را در شانزده آذر در قلب دیکتاتوری و استبداد خواهد زد. کسانی که از دیوار سفارت انگلستان بالا رفتند همان هایی هستند که در عاشورای هشتاد و هشت خون مردم به جان امده را بر زمین ریختند و همان هایی هستند که چماق و قمه و چاقو به دست گرفتند تا بهترین فرزندان این مرزو بوم را روانه ی بهشت زهرا کنند .


در زیر پیام شاهزاده رضا پهلوی را در ارتباط با شانزده آذر روز دانشجو را مییابید !


http://sokhanibashoma.blogspot.com/2011/12/blog-post.html


در قسمتی از این پیام چنین آمده است 
..................

در این شرایط حساس و بحرانی که کشورمان با آن روبروست، شما دانشجویان مبارز می بایست با آگاهی بخشی و ایجاد شبکه های اجتماعی، در خانواده، محله و همچنین در کل جامعه، حرکت های اعتراضی آگاهانه را سازماندهی نمایید.  
همچنین در فضای سرکوب و اختناق حاکم بر کشور، دانشجویان ایرانی برون مرز، به منظور رساندن پیام جنبش دانشجویی درون مرز به جهانیان، با استفاده از فضای حقیقی و مجازی همچون وبلاگ، شبکه های اجتماعی، رسانه های خبری بین المللی، وظیفه سنگینی را بر دوش دارند. 

برای آزادی ایران با هم به پا خیزیم و در کنار هم سد سکوت را بشکنیم. یقین دارم که مبارزات آزادیخواهانه مردم کشورمان در راه دستیابی به حقوق بشر، آزادی، دموکراسی و نظامی مبتنی بر جدایی دین از حکومت، به ثمر خواهد نشست.

رضا پهلوی






شانزده آذر فرصت مناصبی برای نشان دادن اتحاد عظیم ملت !

شانزده آذر میتواند نقطه عطفی برا سر گیری و نشان دادن اعتراضات و خواسته های ما مردم ایران باشد. هیچ کدام ما از یاد نبردیم  که با اتحاد و همبستگی چگونه قدرت خود را در عاشورای ۸۸ سال به رژیم سرکوب گر جمهوری اسلامی نشان دادیم .
شانزده آذر امسال روز دانشجو میتوانیم دوباره قدرت اتحاد ملی مردمی را به حاکمان غاصب و سرکوبگر نشان دهیم.
برای یاد آوری قدرت اتحاد فیلمی کوتاه را از عاشورای ۸۸ در اینجا برایتان میگزارم .




پیام دانشجویان و فرخوان روز دانشجو





بار دیگر در آستانه ی شانزده آذر قرار گرفته ایم . بار دیگر اوباشان و بسیجیهای ذوب شده درولایت فقیه با حمله به سفارت انگلستان در تهران سعی کردند که نام دانشجوی ایرانی را به نفع خشونت و چهره ی کریه حاکمیت مصادره کنند . اما شانزده آذر دوباره از راه میرسد و دانشجوی ایرانی چهره ی حقیقی خویش را به جهانیان نشان خواهد داد.ما دانشجویان ایرانی در سراسر این گیتی فریاد خواهیم زد که دانشجویان ایرانی امثال بهروز جاوید تهرانی و مجید توکلی و بهاره هدایت و صدها دانشجوی باشرف در تهران و شهرستان های مختلف هستند که در گوشه ی زندانهای حاکمیت محبوس گردیده اند. دانشجوی ایرانی چونان کیانوش آسا به خون سرخ خویش خواهد غلتید ولی تن به ذلت نخواهد داد.دانشجوی ایرانی را به خاطر میل به آزادی و دموکراسی از تحصیل محروم شده است و ستاره دارش کرده اند ولی با ستاره و یا بی ستاره فریادش را در شانزده آذر در قلب دیکتاتوری و استبداد خواهد زد. کسانی که از دیوار سفارت انگلستان بالا رفتند همان هایی هستند که در عاشورای هشتاد و هشت خون مردم به جان امده را بر زمین ریختند و همان هایی هستند که چماق و قمه و چاقو به دست گرفتند تا بهترین فرزندان این مرزو بوم را روانه ی بهشت زهرا کنند .