........................
دارایی شخصی شما چقدر است ؟ آیا در این مورد شفافیت به خرج میدهید ؟
روزی که لازم باشد شفافیت مطلق را در این مورد نشان خواهم داد . اما مدام که هیچ موضع رسمی را اشغال نمیکنم ، وضعیت شخصی من به کسی مربوط نیست . در هر حال، این وضعیت با ان چه دیگران تصور میکنند خیلی فاصله دارد . من به زحمت امکان حفظ سطح زندگی خانوادگی را دارم که چنان که خودتان میبینید باز با آنچه برخی تصور میکنند فاصله بسیار دارد. تنها به یاری مادرم قادر به انجام این مهم هستم . از بیست و هشت سال پیش خودم را تماما وقف نجات ایران کرده ام و در این راه هم انرژی و بخش بزرگی از پس انداز شخصی ام را صرف کرده ام بی آنکه از مخاطرات آن نگرانی به دل راه دهم . واقعیت هیچ ربطی به برخی شایعات ندارد که ثروتی هنگفت را به من نسبت میدهند .
درامد شما چقدر است ؟ آیا صاحب املاکی هستید ؟
از ملک خود هیچ درآمدی به دست نمیآورم . من مالک خانه ام هستم . چنانکه میبینید ، منزلی راحت است اما مجلل نیست . کمی در بانک پول دارم که قدری تولید سود میکند . اما بدون کمک هموطنانم قدر نخواهم بود از عهده همه هزینه های مربوط به فعالیت سیاسی ام برایم و در نتیجه نخواهم توانست خود را تماما وقف ایران کنم .
اگر شخصا ثروتی ندارید ، آیا از دارایی هایی که خانواده تان از ایران خارج کرده ، بهره میبرد ؟
همه دارای های ما در ایران ماند . اگر در پی اسناد غیر قابل انکاری هستید ، به مدارک شکایت من به دادگاه از یکی از بستگانم رجوع کنید که اداره میراث پدرم را به او واگذار کرده بودم . همه ارقام در این پرونده علنی موجود است و میتوانید آنها را از نظر بگذرانید . اینگونه خودتان به این حقیقت پی خواهید برد که وضعیت مالی خانواده ام از آنچه عده ای کوشیدند القا کنند ، بسیار فاصله دارد . این شکایت ماجرای قدیمی است که زیان های بسیاری برای ما به بار آورد .
شخصا از بیست و هشت سال پیش بخش بزرگی از درامد شخصی ام را صرف فعالیت هایم کرده ام ، با این حال، قادر نیستم به تنهایی منابع ملی یک جنبش سیاسی را تامین کنم ، هر چند تنها میتوانم در تامین برخی از هزینه ها سهمی بر عهده بگیرم . اما همانطور که گفتم ، بدون کمک و پشتیبانی هموطنان میهن پرست قادر به ادامه فعالیت هایم نبوده ام .
اگر خانواده پهلوی تا این حد آماج تهمت و افترا قرار گرفته ، چرا بیش از این علیه مفتریان خود به دادگاه شکایات نبرده است ؟
بسیار اوقات علیه این با آن رسانه شکایات کرده ایم و هر بار رای دادگاه به نفع ما بوده است . در آغاز انقلاب در یک از شبکه های تلویزیونی آمریکا پدرم را متهم کردند که ۵۳ میلیارد دلار از کشور خارج کرده است ! آیا میتوانید تصور کنید ؟ کل درامد نفتی ایران از زمان کشف نخستین ذخیره نفت تا روز انقلاب از ۱۳۰ میلیارد تجاوز نکرد ! بر اساس این افترا ، پدرم ۴۰% از بیش از هفتاد سال درآمد نفتی را پنهان کرده بود ؟ این حرف مضحکی است !
این قبیل سخنان مرا به یاد شوخی ای در مورد ملایی میاندازد که مردی را به تحمل هزار ضربه شلاق محکوم کرده بود و متهم در پاسخ به ملا گفته بود :
"یا شما شمردن نمیدانید یا هرگز یک ضربه شلاق نخورده اید !"
آدم میتواند هر چه دلش میخواهد بگوید، اما این اتهام ها هم زخم زننده است و هم جز افترا چیز دیگری نیست . متاسفانه ، ما تنها قربانیان این اتهام ها نیستیم . بدتر از آن اعدام نوجوانان پانزده شانزده ساله در ایران به اتهام قاچاق مواد مخدر است ، در حالی که آنان در حقیقت زندانیان سیاسی هستند . این رژیم یک ملت را متهم کرده است .
مثبت ترین بعد در فعالیت پدرتان که به آن بیش از همه میبالد کدام است ؟
از یک طرف ، فعالیت او در خدمت به زنان ایران است . یکی از اصلاحات بزرگ انقلاب سفید در ۱۹۶۳ استقرار برابری میان زن و مردان در حوزه حقوق فردی ، حق طلاق ، تربیت فرزندان ، حق رای دادن و انتخاب شدن بود . به یاری پدرم ایران بیش از تمام کشورهای مسلمان پیشرفت کرده بود . زنان ارزش و منزلت یافتند و وارد زندگی فعال ، خدمات عمومی ، آموزش ، ارتش و غیره شدند . به شکرانه همین اصلاحات ، زنی مانند شیرین عبادی ، برنده جایزه صلح در سال ۲۰۰۳، توانست به مقام قضاوت برسد . در این تحول مادرم نقش به سزایی داشت . با گذشت زمان ، بسیاری به همه آنچه در آن زمان برای زنان صورت گرفت ، اعتراف میکنند .
از طرف دیگر، مشخصا به سیاست خارجی متعادل پدرام افتخار میکنم . در طول پادشاهیش ، پدرم ایران را که روی آن چندان حساب نمیشد ، به کشوری قدرتمند و خود فرمان در میان ملتها بدل کرد . ایرانی که علاوه بر جهان آزاد ، خاورمیانه نیز میتوانست روی آن حساب کند. فراموش نکنیم که در آخرین سالهای پادشاهی پدرم ، کل منطقه خلیج فارس از امنیتی کامل بهره مند بود ، بی آنکه سپاهیان خارجی ناگزیر از استقرار در آنجا باشند . هیچ جنبش اسلام گرای تروریستی ای نتوانسته بود در خاورمیانه ریشه بگیرد و این همر به یاری سیاست متعادل و با ثبات پدرم به دست آمده بود .
و در آخر ، نباید آثار مثبت امنیت واقعی در داخل کشور را از یاد برد . هنگامی که پدر بزرگم به قدرت رسید ، نا امنی در همه جای ایران حکمفرما با کشور در دست راهزنان بود . در اواخر سالهای ۱۹۷۰ ، یک زن تنها میتوانست در نمیه شب و در امنیت کامل در کوچه و خیابان رفت و آمد کند .
به غیر از آزادی سیاسی ، ایرانیان همه آزادی های فردی و اجتماعی را به دست آورده بودند . افسوس که با انقلاب نه فقط آزادی سیاسی به دست نیاوردیم ، بلکه غالب آزادیهایی را که نسلهای پیشین به دست آورده بودند ، از دست دادیم .
آیا پیش می آید که باطنا پدر خود را خطاب قرار دهید و پیش از تصمیم گیری از او در خواست نظر کنید ؟
صادقانه بگویم : نه ! زمان و زمینه ها تفاوت بسیار کرده اند . جهان بسیار تغیر کرده است. برای نمونه در حوزه اقتصاد چه مشورتی از او میتوانم طلب کنم ؟
هیچ چیز امروز با آن چه در آن زمان بود ، قابل قیاس نیست . بخش بزرگی از فعالیت های ما را خطر شوروی تعیین میکرد . اما شوروی امروز از میان رفته و اگر سازمان ناتوی امروز را در نظر بگیریم برخی از اعضای کنونی اش در آن زمان عضو پیمان ورشو بودند . و بالاخره وضعیتی که در آن به سر میبرم تبدی که از سی سال پیش در آن زندگی میکنم و ائتلاف با مخالفان قدیمی ، هیچیک از اینها را پدرم تجربه نکرده بود .
به نظر میرسد که امروز از پدرتان فاصله گرفته اید . اما آیا در نخستین سالها از خود نمیپرسیدید که اگر پدرتان در قید حیات بود چه واکنشی نشان میداد و چگونه در مورد شما داوری میکرد ؟
حقیقتا نه ! چون همه چیز فرق داشت . هیچیک از چیزهایی که روی داد پیش بینی نشده بود ، همه چیز به سرعت اتفاق افتاد . در فوریه ۱۹۷۹ یک رژیم انقلابی در ایران مستقر شد ، پدرم در ژوئیه ۱۹۸۰ در قاهره در گذشت . در سپتامبر همان سال جنگ با عراق آغاز شد و میلیونها ایرانی راهی تبعید شدند .
آیا مرگ زود رس پدرتان مانع برای شما نشد ، به این معنا که نگذاشت با هم ترازنامه رژیم را ترسیم کنید ؟ یا بالعکس این حادثه شما را آزاد کرد ؟
این امر به آزادی من منجر شد ، زیرا ناچارم کرد که به تنهایی بیندیشم و تصمیم بگیرم . هم چنین میتوانم آزادانه تر با کسانی که با پدرام مبارزه کردند صحبت کنم . من پسر او و وارث نهاد پادشاهی ام . اما من ادامه دهنده سیاستهای پدرم نیستم . برای رسیدن به این نقطه راه طولانی ای را پشت سر گذاشتم ، اما کسانی که امروز طرف گفتگوی من هستند میدانند که از ورای من با فعال سیاسی مستقلی روبرو هستند که حسابدار و مسئول گذشته نیست . آزادی امروز من امکان میدهد که تشکیل اجتماعی فراگیر و گسترده را مدنظر قرار دهیم . اجتمایی مرکب از کسانی که با پدرم مبارزه کردند ، کسانی که از او پشتیبانی کردند و خاصه همین نسل جدیدی که رژیم گذشته را نشناخته است . ..........................

Inga kommentarer:
Skicka en kommentar